یک سالگی دختره نازم
سلاممممممممم زندگی مامان .بالاخره یکسالت شد.هنوز باورم نمیشه که یک سالت شده و یک سال که من مامان شدم .یک سال با همه تلخی و شیرینی هاش گذشت .تولدت مبارک عشقم برات ارزوی بهترین روزهارو دارم ارزو دارم همیشه بخندی و من اشکاتو نبینم.کوچولوی نازم امسال برای تولدت نگرفتم به خاطره مامانی ایشاللههههه سال بعد برات تولد میگیریم ولی 25 خانواده بابا محمد و دعوت کردیم و تولد خودمونی گرفتیم و 28 که روز تولدت بود بابایی و خاله یلدا اومدن و شما کلی ذوق کردی اخه عاشق خاله یلدا و یاسی هستی.
از کارات بگم اول این که شب تولدت از ساعت 5.5 بیدار شده بودی و نمی خوابیدی انگار میدونستی پارسال همون موقع ها رفته بودیم بیمارستان خیلی جالب بود همش بوسم میکردی و شکممو ناز میکردی منم کلی دلم گرفت و یاد پارسال افتادم که با مامانی رفتیم بیمارستان همه چیز جلوی چشمام بود و کلی گریه کردم شما هم بالاخره ساعت 6.6 خوابیدی.ای کاش مامانی مهربون بود تا با هم تولدتو جشن میگرفتیم .
دیگه این که هنوز راه نمیری فقط میتونی بلند شی وایسی .وقتی دستتو میگیرم تند تند راه میری ولی میترسی دستتو ول کنی ولی اشکال نداره بالاخره راه میری .هنوز 4 تا دندون داره و دایم مامانو گاز میگیری .خیلی شیرین شدی و من هر روز خدارو برای داشتن دختری مثل شما شکر میکنم
عاشق این هستی که کشوهاتو باز کنی و لباساتو بریزی بیرون یا کشو دستمالارو همشم انگشتت میمونه لای در ولی بازم این کارو تکرار میکینی .الانم داری از سرو کول من بالا میری و داری داری میگی .اخ که دلم برات ضعف میره اینطوری حرف میزنی
راستی برای تولدت من و بابا محمد برات یه راکر خریدیم بقیه هم هم پول دادن.دست همگی درد نکنه
حالا چند تا عکس خوشگل از تولدت
عاشق این عکستم



اینجا لباستو کیکی کردی منم عوض کردم

چیزای مورد علاقه شما

اینجا هم رفتیم خونه مامانی خاله باهات حباب بازی میکرد ذوق کرده بودی



دوست دارممممممممممم عشقم


یک سالگی دختره نازم
